my little mochi:part29

my little mochi:part29

جیمین ویو:

با جین هیونگ سوار ماشین شدیم و راه افتادیم. وقتی رسیدیم رفتیم داخل مطب و منتظر نشستیم تا نوبت ما بشه.

با جین هیونگ حرف میزدم که اسم ما رو گفتن. بلند شدیم و رفتیم داخل بعد حرف زدن با دکتر روی تخت خوابیدم و لباسم رو زدم بالا.

دکتر با لبخند به مانیتور روبه‌رو اش نگاه میکرد و بعد به من نگاه کرد.

دکتر: تبریک میگم یه پسر آلفا شیطون دارید. میخواید ضربان قلبش رو بشنوید ؟

خیلی خوشحال شدم و چشمام برق میزد.

جیمین:بله دکتر.(ذوووووقققققق)

دکتر صدای ضربان قلب پسرم رو گذاشت منم اشک شوق توی چشمام جمع شد.

بلند شدم و رفتیم خونه یونگی بیدار شد بود با استرس توی خونه را می‌رفت تا من رو دید اومد سمتم و محکم بغلم کرد.

یونگی:خدا رو شکر.کجا رفته بودی ؟ چرا بهم نگفتی ؟
دیدگاه ها (۹)

my little mochi: part 30یونگی ویو: جیمین رو سمت مبل هدایت کر...

my little mochi: last part.جیمین ویو:(پنج ماه بعد)این ماه ها...

تهکوک

my little mochi:part17یونگی ویو: بعد اینکه مطمئن شدم جای جیم...

my little mochi:part23جیمین ویو: آروم عقب عقب رفتم.جیمین:ببی...

my little mochi:part7یونگی ویو:منتظر حرف دیگه ای نموندم و رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط