-وکیلم؟
-وکیلم؟
صدایی نیامد، شک داشت.
دوباره پرسید.
-وکیلم؟
باز هم ساکت ماند.
در حالی که نیشش تا بنا گوش باز بود برای بار سوم پرسید؛
- وکیلم ؟
- ب ب ب...بعله!
از اون لحظه که شیطان ازش وکالت گرفت، یک لحظه هم رهاش نکرد. همیشه و همه جا همراش بود؛
صدایی نیامد، شک داشت.
دوباره پرسید.
-وکیلم؟
باز هم ساکت ماند.
در حالی که نیشش تا بنا گوش باز بود برای بار سوم پرسید؛
- وکیلم ؟
- ب ب ب...بعله!
از اون لحظه که شیطان ازش وکالت گرفت، یک لحظه هم رهاش نکرد. همیشه و همه جا همراش بود؛
- ۹۹۸
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط