بر فراز دریای ذهنم

بر فراز دریای ذهنم
سوار بر قایق خیالم
بادبانم را می کشم
پرواز می کنمـــــــــــــ
فراتر از دریا ها
فراتر از آسمان ها و
جنگل ها
تا کهکشانی از انبوه روشنی
تا شاید نشان تو را بیابم ....
دیدگاه ها (۱)

و حرکتِ گاهوارهاز اندامِ نالانِ پدرتآغاز شد.... گورستانِ پیر...

منُ خيابانى سرد..و يك شهر پر از تنهايى!..كه چون آوارى ، بى ت...

ساکورا:« تو هیچوقت منو به اسم صدا نزدی.. من همیشه تو و تو و ...

خورشید، اتاق نیمه تاریکم را، اندک اندک روشن میکند... تاریکی...

دختر من ۲۵

#شراب_سرخ Part: ⁵⁸ موهام رو موج های دریا بود و حتی نفس کشیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط