خـِیـلـیـامــیــخوان مــــا رو "خـَراب" کُنـــَن

خـِیـلـیـامــیــخوان مــــا رو "خـَراب" کُنـــَن




وَلـی نــمــیـدونَن کــه ما مــُـتَـــرجـــم ِزبـــانیــم

چه ربطی داشت.؟؟؟!!!




دوباره میخاستم ادا شاخا رو در بیارم نشد
بلدمااااااشما هولم میکنید خووووو:|
دیدگاه ها (۱۸)

اوه یه شباهت بلاخره بین کسی که مازراتی و پورشه می رونه با او...

یکی از فانتزیام اینه مراقب جلسه امتحان بهم شک کنه و بیادبرگه...

دیروز داشتم به دوستم آدرس می دادم: ... سی و پنج متری شاهد سی...

حتی تصورشم سخته یک شاعر در خلوت خود دست به قلم شه و احساساتش...

زندگی تعیین شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط