تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیبایی

تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیبایی
شبیه صبح گل سرخ دلفریب و رویایی

تو نا گهانگی شعر را سبب هستی
دلیل عصمت این واژه های شیدایی

دوباره پلک غزل می پرد خمار آلود
دوباره دست دلم را بگیر دریایی !

بگیر و از عطش چشم خود شرابم ده
مرا که سهم توام یادگار تنهایی

تو سر نوشت منی ای سرشته با غزلم!
که بیت بیت مرا کرده ای فریبایی

به جرعه جرعه ی چشمت که تشنه خواهد ماند
تمام دفتر من بی تو ای مسیحایی
دیدگاه ها (۳)

در قلب قصه های یکی بود یا نبود یادم نمی رود که کسی جز خدا نب...

عشق چیزی شبیه در زدن است مثل دیدار ، مثل سر زدن است هجرت خو...

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای بهانه می کند دلم تو را ...

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو این کوچه های خسته ی چشم انتظ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 29✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط