گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!...
گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک ، رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند ، خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر! وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر ، ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند ، گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند ، گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب ، با که باید گفت این حال عجیب؟
هر که گرگش را در اندازد به خاک ، رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند ، خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر! وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر ، ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند ، گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند ، گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب ، با که باید گفت این حال عجیب؟
- ۸۸۴
- ۰۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط