چندشاتی جونگکوک
چندشاتی جونگکوک
part 2
یهو ات دستشو روی قلبش گذاشت..
-ای.. کوک..
کوک سریع ترسید و ماشین رونگه داشت
-ات.. خوبی؟ ببخشید ..
-آخ. قلبم..
-اتت.. خوبی؟ ببخشید، نباید سرت د میزدم ات قشنگم..( با ترس و لکنتگفت)
-آخ.. آب بده
کوک سریع بلند شد و به سمتمغازه رفت و یه بطری ابگرفت و به ات داد
-بهتر شدی؟
-بهترم..
با بیحالی گفت..
-ببخشید، متاسفم نباید سرت داد میزدم..
-ببخشید ،منم باید حواسم رو جمع میکردم.
جونگکوک دختر رو در آغوش گرفت..
-اگر تو یچیت بشه منچیکار کنم؟
اشکاش ریخت
-کوکککک.. گریه نکن ..
-ببخشید..
-منمیبخشمت... تقصیر من بود..
-هرچی.. نباید سرت داد میزدم..
-عیب نداره .. فراموشش کن..
-ببخشید..
-نچ.. بسته دیگه کوک..
-اوکی..
لبخندی زد و پیشونی دختر رو بوسید..
-مرسی که هستی..
-همچنین..
the end.
part 2
یهو ات دستشو روی قلبش گذاشت..
-ای.. کوک..
کوک سریع ترسید و ماشین رونگه داشت
-ات.. خوبی؟ ببخشید ..
-آخ. قلبم..
-اتت.. خوبی؟ ببخشید، نباید سرت د میزدم ات قشنگم..( با ترس و لکنتگفت)
-آخ.. آب بده
کوک سریع بلند شد و به سمتمغازه رفت و یه بطری ابگرفت و به ات داد
-بهتر شدی؟
-بهترم..
با بیحالی گفت..
-ببخشید، متاسفم نباید سرت داد میزدم..
-ببخشید ،منم باید حواسم رو جمع میکردم.
جونگکوک دختر رو در آغوش گرفت..
-اگر تو یچیت بشه منچیکار کنم؟
اشکاش ریخت
-کوکککک.. گریه نکن ..
-ببخشید..
-منمیبخشمت... تقصیر من بود..
-هرچی.. نباید سرت داد میزدم..
-عیب نداره .. فراموشش کن..
-ببخشید..
-نچ.. بسته دیگه کوک..
-اوکی..
لبخندی زد و پیشونی دختر رو بوسید..
-مرسی که هستی..
-همچنین..
the end.
- ۷۵.۱k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط