نمیدونم قلب چندم اما دست یکی از قلبهای ادمه

نمی‌دونم قلبِ چندم؛ اما دست یکی از قلب‌های آدمه..!
اینکه دستات همیشه گرمن یا همیشه سرد توفیری نداره؛
به هر حال قلب محسوب میشن. مخصوصا وقتی که نوازش می‌کنی...

می‌خوام بشینی و با خودت فکر کنی که باهاشون چند تا صورت رو نوازش کردی. چند تا دست رو با لبخندی که داره میگه “می‌فهممت” فشار دادی. چند بار باهاشون گل دادی. چند قطره اشک رو گرفتی که جای گونه‌‌ی صاحبش انگشت تو رو تر کنن. چند تا زنگِ در رو باهاشون زدی که همراه بودن و دلتنگ بودن رو به دوش کشیده باشن. بازوی چند نفر رو گرفتی و بلند کردی تا زمین خوردن رو از یاد برده باشن. رو چند تا عکس دست کشیدی و با همون دست‌ها به اون یکی قلبت که لب‌هاتن نزدیک کردی؛
تا از سر عشق، از سر خواستنِ زیاد.. ببوسیشون...
با این دست‌ها چند نفر رو در آغوش کشیدی و به چند گندمزار موهای پریشون آغشته‌شون کردی...

اصلا به این فکر کردی که تا حالا دستات چیکار کردن؟ چند بار بخشیدن؟
یادت هست که چند تا
لبخند و آغوش و خاطره باهاشون ساختی؟
حیفه اگه کم باشه..
حیفه که بی‌تجربه باشن..
حیفه که جای لمس ما
رو تن و مو و چهره‌ی اون‌هایی که دوسشون داریم نمونده باشه...
حافظه‌ی دست‌های آدم بی‌نهایته..
نذاریم خـالی بمونه...

#مريم_قهرمانلو
دیدگاه ها (۳)

می‌دانم دنیا قادر است آدمی را تا ناکجا غمگین کندمی‌دانم زندگ...

من چقدر دلم خوش بود!فکر می کردم پاییز که برسد، خودت را می رس...

نغمه‌ی سر داده در کوهم،به خود برگشته‌ام ...#سیمین_بهبهانی

تو یک سلاح داریکه گلوله‌هایش هرگز تمام نمی‌شودهیچ بنی بشری ه...

stray kids

My angel ( the last part ) ( پرش زمانی به صبح ) بازتاب نور خ...

#سناریو #درخواستی #چندپارتیوقتی توی اتاق خوابمونیم که یهو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط