خسته و دربدر شهر غمم

خسته و دربدر شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیا تره

زندگی زندونه سرد کینه هاس

رو دلم زخم هزارتا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

رو سرم دسته نوازش میکشید

بستر تنهایی و سرد منو

بوسه ی گرمی به آتش میکشید

چی میشد تو خونه ی کوچیکه من

غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچکسی تنهام نمیذاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز دربدر شهر غمم

شبم از هرچی شبه سیا تره

زندگی زندونه سرد کینه هاس

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز دربدر شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیا تره

زندگی زندون سرد کینه هاس

رو دلم زخم هزارتا خنجره
دیدگاه ها (۱۶)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁸نتونست ادامه بده،چشم‌هاشو بست و گوشه ...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط