داستان "جبران خلیل جبران"

داستان "جبران خلیل جبران"

.

.

.

.

.

.
یه روز خلیل میره پیش باباش میگه
بابا من ۹ تا تجدید آوردم چکار کنم ؟
باباش میگه: جبران خلیل، جبران
دیدگاه ها (۲)

این قرتی بازیا چیه بابا برو دم در خونش زنگ بزن به باباش بگو ...

بزار یه جوک تعریف کنم یه روز مرده میره پیش دکتره میگه ما چرا...

یارو میره سربازی بعدازدوسال برمیگرده میبینه همه ریش گذاشتن م...

بچه ها...... اوسی ژیژی و جیجیم تو بچگیشون داستان دارکی داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط