ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺁﺯﺭﺩﯼ ...

ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺁﺯﺭﺩﯼ ...
ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻮﭺ ﮐﻨﻢ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﺕ ،
ﺗﻮ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ !
ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺍﺯ ﻗﻠﺒﺖ ،
ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺩﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺭ ﺷﺒﻬﺎﯾﺖ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ !
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ : ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻭﻟﯽ ...
ﺑﺮﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻡ ، ﻧﻪ !
ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﯽ ﺑﻬﺮ ﺩﻟﯽ ﺗﺐ ﺩﺍﺭﺩ ...
ﻋﺸﻖ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﻭ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ...

سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۶)

از آتش سودایت دارم من و دارد دلداغی که نمی بینی دردی که نمی ...

سجده نکن بر عشقی که سراب است به مرداب می کشد تو را غرق ات می...

گل سرخم چرا پژمرده حالی ؟بیا قسمت کنیم دردی که داری بیا قسمت...

وقتی قرار است که از زندگی کسی خارج شویبا شکوه، چون رنگین‌کما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط