_________________

_________________

دلم میخواست
می شد مثل اعضا بدن
احساس را هم اهدا کرد !

اصلاً هر کسی
هر چیز به درد بخوری که دارد را باید اهدا کند

وصیت می کردم
احساسم را قسمت کنند
میان هزار زن

هزار زن
با دستانی سرد
و نگاهی بی روح

زنانی که طعم عشق نچشانده اند
که دلشان هرگز نتپیده
که نگاهی هوش از سرشان نبرده
و
طعم گس دلتنگی نچشیده اند

اصلاً می دانی
چیزهای به دردبخور را نباید به گور برد !

باید بخشید و زندگی ها را نجات داد ...

__________
دیدگاه ها (۴۷)

دلم میخواست... می شد مثل اعضا بدن... احساس را هم اهدا کرد......

دلم میخواست می شد مثل اعضا بدن احساس را هم اهدا کرد !اصلاً ه...

دلم میخواستمی شد مثل اعضا بدناحساس را هم اهدا کرد اصلاً هر ک...

دلم میخواست می شد مثل اعضا بدن احساس را هم اهدا کرد !اصلاً ه...

‌دلم میخواست می شدمثل اعضا بدن احساس را هم اهدا کرداصلاً هر ...

نسخه برای افرادی که عینک تیره می زنندپای صحبت خیلی ها که می ...

رمان منیم گوزل سئوگیلیم نویسنده الهه پورعلی

🔷 کربلای ۴ نامی دقیقاً به عظمت و مظلومیت عاشورا»♦️خیلی ها اص...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۵۸💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜جیمین:: د زودباشسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط