چیزی نمانده در من ..

چیزی نمانده در من ..
که مرگ به ان اسیب بزند!

من میخندم ...
تا مرگ هذیان بگوید! ((کالچو))
دیدگاه ها (۴)

به #انتظار نبودی زانتظارچه دانی

به چشم خویش در آیینه هر شب خیره می مانمولی یادم نمی آید، کجا...

همه مرغان خلاص از بند خواهندمن از قیدت نمی‌خواهم رهایی

ما بدون جنگبدون خونریزیاز مرزهای هم عبور می کنیمهمدیگر را اش...

من آدم پیچیده ای نیستم اما وقتی آسیب میبینم سکوت میکنم ، و...

ابراهیم رضایی : آقای دکتر پزشکیان گفته اند «فشارهای اقتصادی»...

خنده تلخِ من از گریه غم‌انگیز تر است ؛    کارم از گریه گذشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط