•بِهـ شوخے بِهِشـ گُفتَمـ نمیخوامِشـ👽 🌹

•بِهـ شوخے بِهِشـ گُفتَمـ نمیخوامِشـ👽 🌹
•خَندید و رَفتــ😐 🌸
•تازهـ فَهمیدَمـ شوخیهـ مَنــ😹 🍃
•حَرفِــ دِلِشــ بود...🙍 🏻 💙
دیدگاه ها (۲)

حاجی بهضیاتون خیلی بدیددد میآید نسبت میزنید بعد انگار نه انگ...

باز هم موتور ام رو گرفتنداینبار پلیس راههرچه التماس کردم قبو...

تک پارتیمن سیب زمینی سرخ کرده میخوام!یه روز خیلی سخت از بارد...

پارت ۲۹ 🖤چند روز بعد، همه‌چیز آرام‌تر شده بود. پرونده بسته ش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟓جیمین وقتی به خونه برگشت، مستقیم به اتا...

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط