مافیای مدرسه من part

مافیای مدرسه من part ²
نامجون:چه خبره اینجا.‌‌..نیشخند
یوری:همین و کم داشتیم...
می چا: ببین یا این دوستتو جمع میکنی یا خودم جمعش کنم؟
نامجون: مراقب حرف زدنت باش دختز جون
یوری:می چا بیا بریم حوصله اینارو ندارم
نامجون:نه بابااااااا چی میگی ما حوصله تورو نداریم تروخدا زودتر برید...
یوری:ببین پسر جون میزنم فکتو میارم پایین ها...(عصبی)
می چا: اوکی اینبار ازتون میگذرم(دست یوری رو گرفت و رفت)
نامجون: نگا نگا
کوک: بیا بریم سر کلاس ولشون کن
نامجون:دلقک زیاد شده ها
نامجون:بریم
کوک: بریم...(رفتن سر کلاس که دیدن با می چا و یوری هم کلاسن)...هی خدا شانسو نگا
نامجون:واقعا مجبوریم
یوری:یااااااااا خدایااااااا این الان عذاب الهی عه یا شکنجه الهی
کوک: بله متاسفانه
می چا: من آخرش اینارو به گا میدم
نامجون:از چیزی که نداری مایه نزار
می چا: اگه نداشتم تو الان اینجا نبودی!
کوک: هوووو فسقلی مراقب حرفات باش
نامجون:حیححح نگا نگا دختر جون حرف دهنتو بفهم وگرنه خودم بهت میفهمونم (خنده عصبی)
می چا: گمشو بابا مرتیکه جقی رو نگا
کوک: دیگه از حد گذروندی
نامجون:تو خوبی که همش زیر این و اونی
یوری:نه بابااااا راست میگی چه جالب(روبه کوک)
جیمین: بچه ها دعوا نکنین شما باهم....
کوک: خفهشو
می چا: میزنمااااا
نامجون:حیححح تو جوجه میخوای من و بزنی
می چا:( یه مشت میزنه به نامجون) چطور بود؟
نامجون:(جا خالی داد)اصلا عالی بود


ادامه دارد........
شرط پارت بعد
۱۵ تا لایک♥️
۱۵ تا کام...
دیدگاه ها (۱۵)

بالای قبرم از او سخن بگویید⚰️🥀و ببینید چطور مرا زنده می‌کند....

زودتر برگرد:)

تهکوک🤤

مافیا مدرسه منpart¹یوری:داشتم تو راه رو مدرسه قدم میزدم که ی...

☆ سادیسمی‌منp/⁵

☆سادیسمی منp/⁷

من و ملاقات با BTSpart «۴»تو اون هوای بارونی داشتم پیاده با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط