نمیدانم چرا

نمیدانم چرا
این عقل
یقه ی دلم را
رها نمیکند ؟!

مگر تقصیر من است
که تو را
با دلم میخواهم و
با عقلم جور درنمی آیی ؟!
دیدگاه ها (۳)

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

ولی من متوجه میشم تویی هم که نگاه میکنی میدونم متوجه ای .......

maybe last post?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط