اون یونا بود اما با یه مرده اومده و سریع بغلم کرد و گفت

.
اون یونا بود اما با یه مرده اومده و سریع بغلم کرد و گفت
یونا. دلم برات تنگ شده خره
لیا. منمممممم
لیا. معرفی نمیکنی
یونا. کوک معرفی میکنم کوک رفیقم لیاست بهترین رفیقم لیا کوک نامزد من
کوک. خوشبختم من رفیق تهیونگ هستم و نامزد یونا،( لبخند)
لیا. منم خوشبختم

ویو بورام
تو اتاق بودم بودم که صدای عمو کوک اومد من خیلی عمو کوک رو دوست دارم و همیشه باهام بازی میکنه رفتم پیشش
بورام. عمووووووو( بلنددددد)
کوک.جون عمو
بورام . دیدی دیگه تنها نیست لیا پیشمه
کوک. خوبه خیلی
کوک. ام یونا من دیگه باید برم تهیونگ منتظره
یونا . اوکی بای
کوک. بای

عمو کوک رفت و من دیدم لیا داره با یونا حرف میزنه که گفتم
بورام.من گشنمههههههههه
لیا. بیا بریم غذا درست کنیم
ویو یونا
دیدم بورام خیلی لیا رو دوست داره شاید به کوک بگم که به تهیونگ به به لیا حس داره
یا نه
دیدگاه ها (۰)

ویو تهیونگ کوک اومد و حرکت کردیم سمت هواپیما و کوک گفت کوک. ...

وقتی که خواهرشونی و و ساعت ۴ صبح از بیرون میای جیسو؛ دختر من...

تهیونگ. کوکااااااکوک.بلهتهیونگ. میگم به یونا بگو بیاد چون ...

ویو لیا دیدم که تهیونگ داره با یه حوله دور کمرش از پله ها می...

نهمثلث عشقی من ویو رسیدن به خونه کوکات ویوکوک: بیدار شو رسید...

سلام دوستان 👋🏻👋🏻امروز همون طور که گفتم می‌خوام بخاطر ۳۰۰ تای...

سرد برای منپارت ۱۳ا.ت ویو.........با حس درد سرم از خواب بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط