مرد

مرد
با اینکه از همه ثروت های دنیا بهره مند بود هیچ گاه شاد و خوشحال دیده نمی شد .

او خدمتکار جوانی داشت که ایمان درونش موج می زد .

و همیشه تنها کسی که به او امید به زندگی می داد همین خدمتکار جوان و مومن بود .

روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت :

ارباب آیا حقیقت دارد که خداوند پیش از به دنیا آمدن شما این جهان را اداره می کرد؟

او پاسخ داد : بله همین گونه بوده که می گویی …

خدمتکار جوان دوباره پرسید :

آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟

ارباب ثروتمند پاسخ داد : بله همینطور خواهد بود …

خدمتکار با لبخندی زیبا بر روی لبانش گفت:

پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا اداره کند؟

به او اعتماد کن وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند

به او اعتماد کن وقتی که نیرویت کم است

به او اعتماد کن زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی

اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود

هیچ وقت اعتمادتون رو نسبت به خدا از دست ندید جایی که انتظارشو ندارید دستتون رو می گیره …

🌹 به خدا اعتماد کن🌹
دیدگاه ها (۴۷)

آوای شب پارت ۲۷آنچه گذشت....دامیان هی و هی انیا را می بوسید ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ازدواج موقت :کسانی که ب...

LESSON

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خوش‌بینی، بدبینی، واقع‌...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : علوم بشری یعنی چه؟ کد...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :چرا که این کارها به دلا...

بسم الله الرحمن الرحیم برخی روز و شب، غصه می خورند و خود را ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَ...

پیام منتخب امروز از کتاب حضرت حق ...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط