بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بی خیال تمام هیاهوی اطراف
بر ساحل زندگی قدم می زنم
بی خیال فکر تودنیای خود را نقاشی میکنم
بی خیال تمام آنچه باید باشدنگین عشق را بر انگشت خود می آویزم
بی خیال همه رفت ها
به داشته های خود دل می بندم
امابگذار قدم بزنم...قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی
این روزها...غروب عشق برای من
حیات دوباره خورشید
در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!
نسیم دریا بر لبانم می نشیندبا خود می اندیشم
گویاعشق در همین حوالی ست...و باز می گویم
شایدتا غروب عشق
نیمروزی باقی ست...
دیدگاه ها (۳)

یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشهبدی هاش یادت...

چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنمن...

به همه چیز عادت می کنیمبه داشته ها و نداشته هایمانخیلی طول ن...

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطرافبر ساحل زندگی قدم می زنمبی خیال فکر...

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطرافبر ساحل زندگی قدم می زنمبی خیال فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط