عشق تازه

عشق تازه

بی تو شیرین شور فرهادش نبود

بیستون را ترس، فریادش نبود

می به جام لیلی و مجنون نبود

ختم شعری وصلت میمون نبود

آمدی ، چینش نمودی واژه را

خود نوشتی شعر عشق تازه را

گرمی آغوش تو درمان نمود

سردی دستان و اندام خمود

با نگاهت اطلسی جانی گرفت

زندگی آهنگ عرفانی گرفت

کوچه با عطر تنت مستانه شد

قلب من فارغ ز صد افسانه شد

خوش نشستی بر بلندای دلم

تا ابد در کوی تو شد منزلم

سر بنه بر شانه های خسته ام

تا ببینی از چه من دل بسته ام

شمع باش و بگردان بر سرت

این غلام دل سپرده بر درت

های و هوی من نمیگردد تمام

تا تو را دارم ،تمام لحظه هام!!!
دیدگاه ها (۱۷)

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشما...

عاشـــــــــــق شدن چیز ســـــــــاده ایست ….آنقــــــــــدر...

تمـــــام شــــــــعرهایم رادر وصــــــــف نیامدنت ســــــــ...

آه اگر آزادی سرودی می خواندکوچک همچون گلوگاه پرنده ایهیچ کجا...

عشق تازه بی تو شیرین شور فرهادش نبود بیستون را ترس، فریادش...

بی تو شیرین شور فرهادش نبود بیستون را ترس، فریادش نبود می به...

پیراهن مجلسی دخترونه با هدبند 450 هزار تومن

میانگین نمرات دانش آموزان از ۱۲/۷ به ۱٠ رسیده. نگران نباشید ...

هودی

🔸ست تیشرت شلوارک دخترانه کرم قهوه ای Kuromi مدل 2089 🔸سایز :...

به چیزی که می‌خورید نگاه کنیدبه چیزی که مصرف می‌کنید دقت کنی...

غم

دلیل اینکه چرا ما مثل یمنی‌ها نشدیم و نیستیم، در این ویدئو م...

🚨 بحران کاهش جمعیت را جدی بگیرید‏خانواده انگلیسی با ۲۲ فرزند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط