مردی را دیدم که درفرار از پیری

مردی را دیدم که درفرار از پیری
جلد شناسنامه اش را نو میکرد
خاطرات نوجوانی اش را
برای سالخوردگان میگفت
و لذت جوانی را برای خردسالان
می دیدم جهان پر از
جیم جهنم و جنون و جهالت است.
دیدگاه ها (۱)

جای تورا زن دیگری پر کردهزنی که من هم جای شوهرش را پرکردمگله...

تو مرا نادیده بگیرو من...بدنم روز به روز کبودتر میشوداز بس خ...

امشب مسافر آغوشش هستم...پشت پایم آب نریزید...برنمیگردم.۹۴/۰٩...

ﮐــــــــﻨﺎﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﺴـــــــــــــــﺘﻢ،ﻋﻤﯿــــــﻖ ﺗـــــــــــ...

#فصل‌هابرای درختان تکرار می‌شوند...اما فصل‌های زندگیما هرگز ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

نام: خاطرات سرزمین‌های بکرنویسنده: شِی ارنشاوناشر: نشر مجازی...

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

آخ بمیرم برای دلت خواهر عزیزم 😭فردا تولد شهید علیخانی هست بر...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

...My evil angel...پارت⁴🪽🔥 فصل سوم آشنایی با برادر پادشاه دن...

⌞🎥⌝BTS World Tour 'ARIRANG' in East Rutherford – Day 1 | End...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط