Fall to flight

Fall to flight
پارت ۴
^ بعداً میفهمی فعلا باید خوب درساتو بخونی تا ببرمت استرالیا
*من با شما هیچ جا نمیام
^باشه نیا منم به زور میبرمت
*(بهت نشون میدم اگر من نخوام با کسی جایی برم عمرا برم مگر اینکه جنازمو ببرن)باشه پس میمیبنم چقدر زور دارید
^درو باز کردمو از اتاق رفتم بیرون
*پشت سرش رفتمو ازش جلو زدمو رفتم پیش مادرم نشستم
©خب خب حالا که شما دوتا هم حرفاتونو زدین بگید ببینیم نتیجه چیه
^ما با این موضوع موافقیم
*(از طرف من چرا حرف میزنم مرتیکه نشونش میدم فعلا نمیتونم حرکتی بزنم چون از همه خواستگارام بهتره مامانم قطعا نمیزارن تنها برم استرالیا پس مجبورم باهاش باشم )آقا دنیل درست میگن ما با این موضوع موافقیم
^(مثل اینکه دختر کوچولو میخواد غوغا به پا کنه)خب بهتره زودتر زمان سفرو قوانین زندگی مارو بچینیم
*قوانین رو بزرگترها زحمت میکشن طرح میکنن و بعد اگر نیاز بود ماهم قوانین خودمان را اضافه میکنیم و زمان سفر هم بیست مرداد باشه موافقید؟
^زمان مناسبیه و مطمئنم همه موافقن پس بهتره منتظر قوانین باشیم
+خب قوانین آماده است من براتون میخونمش و بعد بهتون میدم اول از همه تو یک آپارتمان زندگی میکنید ولی هر کدوم خونه خودتون رو دارید وجدا از همید،دومین قانون هم تماس فیزیکی و جسمی فقط اجازه ی گرفتن دست،سوم تا بیست و سه سالگی کاترین باهم پارتنرید و بعد نامزد میکنید، چهارم بعد نامزدی اجازه بوسیدن و بغل کردن رو دارید و تمام
*من با قوانین موافقم
^منم همینطور
®خب پس عالیه قوانین همینان
*(رفتم آشپز خونه مادرم قبل من اومده بود می‌تونستم بفهمم بغض کرده از پشت بغلش کردم )مامان اینطوری بغض نکن قلبم می‌شکنه قول میدم هر هفته هرچقدر تونستم تماس تصویری بگیرم و بهت زنگ بزنم مامان هر تعطیلی رو میام پیشت میمونم
×باشه دخترم فقط کاترین، اولین باره میبینم بخاطر من گریه میکنی
*(با حرفش قلبم که هیچ روحم تیکه پاره شد یاد زمانی افتادم که من ده ساله بودم و مامانم پایپ کلیه(اوایل بیماری سرطان کلیه) داشت و عمل کرد هر شبی که اون تو بیمارستان با درد می‌گذروند من کلی گریه میکردم و فقط دعا میکردم و زود خوب شه یه کلیه اشو برداشته بودن هیچ وقت یادم نمیره وقتی آوردنش خونه و اون از درد ناله میکشید من تو اتاقم با تنهایی خودم گریه میکردم جرعت دیدن چهره معصومش وقتی داشت از درد زجر میکشید ولی به من لبخند میزد مثل این بود که یه لیوان مواد مذاب رو دارم سر میکشم
دیدگاه ها (۰)

داستان از این قراره که رزی و جیسو داشتن عکس میگرفتن که بعد م...

تهیونگ خیلییی نمکه😭😭

ویمیننن

نام فیک: عشق مخفیPart: 34ویو ات*یکساعت طول کشید امتحانمو داد...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۷

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part 9&هق... از رعد و برق میترسم(گریه) "ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط