🔳▪️🔳▪️🔳▪️🔳▪️🔳▪️
🔳▪️🔳▪️🔳▪️🔳▪️🔳▪️
غربت امیرالمومنین علیهالسلام بعد از حضرت فاطمه سلاماللهعلیها
ِ▪️روایت شده که وقتی فاطمه سلاماللهعلیها از دنیا رفت، امیرالمومنین علیهالسلام از مردم کنارهگیری کرده و جز برای نماز و زیارت قبر رسول الله صلیاللهعلیهوآله از خانه بیرون نمیآمدند.
🔹شیعیان از این موضوع غمگین بودند و میگفتند: «چه کنیم؟ امیرالمومنین علیهالسلام از ما کناره گرفته در حالی که ما از علم و احادیث او استفاده میکردیم اما اکنون از ما جدا شده است».
▪️تصمیم گرفتند عمّار را به در خانهی حضرت بفرستند. او را دعوت کردند و گفتند: «برو نزد مولا و سیّد ما امیرالمومنین علیهالسلام؛ حقّ ما را به حضرت یاد آوری کن، شاید که تو او را نزد ما بیاوری».
▪️عمّار میگوید: «رفتم درب خانهی امیرالمومنین علیهالسلام اجازه گرفتم، حضرت اجازهی ورود دادند، دیدم حضرت همانند غمزدهها نشستهاند و امام حسن علیهالسلام سمت راست و امام حسین علیهالسلام در سمت چپ نشسته و حضرت به امام حسین علیهالسلام نگاه میکنند و گریه میکنند».
🔹زمانی که حال آقا و فرزندانشان را دیدم، طاقت نیاوردم و بغض گلویم را گرفت و گریهی شدیدی کردم. زمانی که اشکم تمام شد و آرام شدم، گفتم: «آقای من اجازهی حرف زدن میدهید؟» حضرت فرمود: «بگو»، گفتم: «شما ما را به صبرِ بر مصیبت دعوت میکردید، پس این حزن طولانی چه معنایی دارد؟ شیعیانِ شما از دوریتان آرام و قرار ندارند و کنارهگیری شما بر آنها سخت شده است».
▪️عمّار میگوید: حضرت نظری به من کردند و فرمودند: «یَا عَمَّارُ إِنَّ الْعَزَاءَ عَنْ مِثْلِ مَنْ فَقَدْتُهُ لَعَزِیزٌ إِنِّی فَقَدْتُ رَسُولَ اللهِ بِفَقْدِ فَاطِمَةَ، إِنَّهَا کَانَتْ لِی عَزَاءٌ وَ سَلْوَةٌ وَ کَانَتْ إِذَا نَطَقَتْ مَلَأَتْ سَمْعِی»
🔹«ای عمّار! عزاء برای مثل کسی که من از دست دادهام کم است، با فقدان فاطمه سلاماللهعلیها من رسول الله صلیاللهعلیهوآله را از دست دادم، او به درستی که برای من تسلّی بود و هر وقت سخن میگفت گوشم پُر میشد».
📚انوار العلویة،ص306
غربت امیرالمومنین علیهالسلام بعد از حضرت فاطمه سلاماللهعلیها
ِ▪️روایت شده که وقتی فاطمه سلاماللهعلیها از دنیا رفت، امیرالمومنین علیهالسلام از مردم کنارهگیری کرده و جز برای نماز و زیارت قبر رسول الله صلیاللهعلیهوآله از خانه بیرون نمیآمدند.
🔹شیعیان از این موضوع غمگین بودند و میگفتند: «چه کنیم؟ امیرالمومنین علیهالسلام از ما کناره گرفته در حالی که ما از علم و احادیث او استفاده میکردیم اما اکنون از ما جدا شده است».
▪️تصمیم گرفتند عمّار را به در خانهی حضرت بفرستند. او را دعوت کردند و گفتند: «برو نزد مولا و سیّد ما امیرالمومنین علیهالسلام؛ حقّ ما را به حضرت یاد آوری کن، شاید که تو او را نزد ما بیاوری».
▪️عمّار میگوید: «رفتم درب خانهی امیرالمومنین علیهالسلام اجازه گرفتم، حضرت اجازهی ورود دادند، دیدم حضرت همانند غمزدهها نشستهاند و امام حسن علیهالسلام سمت راست و امام حسین علیهالسلام در سمت چپ نشسته و حضرت به امام حسین علیهالسلام نگاه میکنند و گریه میکنند».
🔹زمانی که حال آقا و فرزندانشان را دیدم، طاقت نیاوردم و بغض گلویم را گرفت و گریهی شدیدی کردم. زمانی که اشکم تمام شد و آرام شدم، گفتم: «آقای من اجازهی حرف زدن میدهید؟» حضرت فرمود: «بگو»، گفتم: «شما ما را به صبرِ بر مصیبت دعوت میکردید، پس این حزن طولانی چه معنایی دارد؟ شیعیانِ شما از دوریتان آرام و قرار ندارند و کنارهگیری شما بر آنها سخت شده است».
▪️عمّار میگوید: حضرت نظری به من کردند و فرمودند: «یَا عَمَّارُ إِنَّ الْعَزَاءَ عَنْ مِثْلِ مَنْ فَقَدْتُهُ لَعَزِیزٌ إِنِّی فَقَدْتُ رَسُولَ اللهِ بِفَقْدِ فَاطِمَةَ، إِنَّهَا کَانَتْ لِی عَزَاءٌ وَ سَلْوَةٌ وَ کَانَتْ إِذَا نَطَقَتْ مَلَأَتْ سَمْعِی»
🔹«ای عمّار! عزاء برای مثل کسی که من از دست دادهام کم است، با فقدان فاطمه سلاماللهعلیها من رسول الله صلیاللهعلیهوآله را از دست دادم، او به درستی که برای من تسلّی بود و هر وقت سخن میگفت گوشم پُر میشد».
📚انوار العلویة،ص306
- ۳۴۰
- ۱۹ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط