(سرانجام یزدگرد وخانواده اش)
(سرانجام یزدگرد وخانواده اش)
سرانجام یزدگرد سوموخانوداه اش
بانزدیک شدن سپاهاعراب بهتیسفون
امرا وبزرگان در بار ساسانی از یزد
گرد خواستند که شهرراباخانوادهترک
گفته تاشاید بتواند باجمع اوری سپاه
حملهدشمن رادفع کندولی یزد گرد
راضی نمیشد ولی در اثر اصراردربا ر یان پذیرفت وقتی سعد وقاص وارد تیسفون ومتوجه فرار اوشدسپاهی به فرماندهی قعقاع ونصر بن حجاج به تعقیب اوفر ستاد
زیرا خلیفه (عمر )دستور داده بود
تازمانیکه یزد گردزنده است پیروزی
ما قطعی نیست زیرا ممکن است با
جمع اوری سپاه وقبایل هر..ان به ما
حمله کندوانهاهچنان با لشکرش به دنبالش اسب میتاختند ویزد گرد را
در پی چند جنگ و گریز سپاه اندکی که برایش مانده بود به محاصره در دراوردند یزدگرد ترجیع داد بجنگدو کشته شود ولی به پیشنهاد امرا موبدان وچند تن که مانده بودند ومی
گفتند که کشته شدن تو در اینجا
صلاح نیست وبا پذیرفتن مسولیت
حفظ حرم شاه به صفوف لشکر اعراب زد ومحاصره را شکست وچون
برق خودرا به بالای تپه ای رساند سر اسبرابرگردانده درحالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود اخرین نگاه
رابطرف خانواده افکند وسپس در دل دشت نا پدید شد.سپاه او خسته و
گرسنه تااخرین نفس جنگیدندوکشته
شدندحالا نوبت بانوان حرم رسید سپاه عرب جهت غارت خیمه هاو
حرم شاه به انجا حمله برده ولی
بافریاد صدای قعقاع ونصر
که فریادزدندبه خانواده سلطنت کسی راکار نیست زیرا خلیفه باید تکلیف انها رامشخص کند عقب کشیدندوبه جمع اوری لباسهاوادوات جنگی سربازان کشته شده پرداختند ودرنتیجه پس ازکشته شدن سربازان ومردان خانواده
یزدگرد بهمراه دو دخترش شهربانو و.کیهان بانو(جهان بانو،)
اسیر وهمراه دیگر اسیران روانه مدینه شدنددربار یان خلیفه اکثرا
.. بر این بود که باانها نیز باید
مانند دیگر زنان اسیر رفتار شود ولی
حضرت علی(ع)پا در میانی کرده وفرمود ایشان ازخاندان بزرگی بوده
وباید حرمت انها حفظ شود پس خانواده یزد گرد را از دیگران جدا کرده وانها را مورد عزت و احترام قرار دادوشخصا خرج انها پرداخت میکرد حضرت علی(ع) چون با زبان فارسی اشنا بود بهمه اسیر ان ایرانی سر میزدو انهارا مورد عزت احترام قرار میداد.وبه دو دختر یزدگرد اجازه
داده شد اختیارا شوهران خویش را
انتخاب کنند به گفته تاریخ
.در نتیجه شهر بانو را به عقد ازدواج پسرش امام حسین(ع) وجهان بانو را به عقد ازدواجمحمد بن ابوبکر که ارا ادتمندانحضرت علی (ع،)بود در،اورد.از.....کتاب امام حسین(ع)....چنانکه
قبلا اشاره شد یزدگرد بدنبال جمع اوری سپاه
به کرمان و خراسان وسیستان. وسپس بمرو
رفت در مرو مورد تعقیب ماهوی مرزبان بوداین مرد از جمله مرزبانانی بود که یزد گرد ازشغل نوکری اورا به مرزبانی رسانده بود ولی هنگامبکه روزگار کج افتد فعلا در صدد دستگیری وتصاحب اموالش را داشت. .ناچار به اسیابی پناه برد.اسیابان
وقتی وارد اسیاب شد و فردی را غرق در طلا وجواهر را خفته. دید خنجر برگرفته در سینه او فرو برد.
شاه بخت برگشته ناله جانخراشی کشید وتا بخود امد اسیابان سرش رااز تنجدا کرد وشروع به کند ن
جواهرات ودر اوردن لباسهایش کرد که ماهوی مرزبان هم سررسید واین بود وپایان عمر سلسله ای
که ۴۱۳ سال بر ایران .چه خوب وچه بد حکومت کرد.......خدا نگهدار...
وکتاب یزدگرد شابک.
۹۶۴_۵۶۱۱_۸۸_۱.
سرانجام یزدگرد سوموخانوداه اش
بانزدیک شدن سپاهاعراب بهتیسفون
امرا وبزرگان در بار ساسانی از یزد
گرد خواستند که شهرراباخانوادهترک
گفته تاشاید بتواند باجمع اوری سپاه
حملهدشمن رادفع کندولی یزد گرد
راضی نمیشد ولی در اثر اصراردربا ر یان پذیرفت وقتی سعد وقاص وارد تیسفون ومتوجه فرار اوشدسپاهی به فرماندهی قعقاع ونصر بن حجاج به تعقیب اوفر ستاد
زیرا خلیفه (عمر )دستور داده بود
تازمانیکه یزد گردزنده است پیروزی
ما قطعی نیست زیرا ممکن است با
جمع اوری سپاه وقبایل هر..ان به ما
حمله کندوانهاهچنان با لشکرش به دنبالش اسب میتاختند ویزد گرد را
در پی چند جنگ و گریز سپاه اندکی که برایش مانده بود به محاصره در دراوردند یزدگرد ترجیع داد بجنگدو کشته شود ولی به پیشنهاد امرا موبدان وچند تن که مانده بودند ومی
گفتند که کشته شدن تو در اینجا
صلاح نیست وبا پذیرفتن مسولیت
حفظ حرم شاه به صفوف لشکر اعراب زد ومحاصره را شکست وچون
برق خودرا به بالای تپه ای رساند سر اسبرابرگردانده درحالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود اخرین نگاه
رابطرف خانواده افکند وسپس در دل دشت نا پدید شد.سپاه او خسته و
گرسنه تااخرین نفس جنگیدندوکشته
شدندحالا نوبت بانوان حرم رسید سپاه عرب جهت غارت خیمه هاو
حرم شاه به انجا حمله برده ولی
بافریاد صدای قعقاع ونصر
که فریادزدندبه خانواده سلطنت کسی راکار نیست زیرا خلیفه باید تکلیف انها رامشخص کند عقب کشیدندوبه جمع اوری لباسهاوادوات جنگی سربازان کشته شده پرداختند ودرنتیجه پس ازکشته شدن سربازان ومردان خانواده
یزدگرد بهمراه دو دخترش شهربانو و.کیهان بانو(جهان بانو،)
اسیر وهمراه دیگر اسیران روانه مدینه شدنددربار یان خلیفه اکثرا
.. بر این بود که باانها نیز باید
مانند دیگر زنان اسیر رفتار شود ولی
حضرت علی(ع)پا در میانی کرده وفرمود ایشان ازخاندان بزرگی بوده
وباید حرمت انها حفظ شود پس خانواده یزد گرد را از دیگران جدا کرده وانها را مورد عزت و احترام قرار دادوشخصا خرج انها پرداخت میکرد حضرت علی(ع) چون با زبان فارسی اشنا بود بهمه اسیر ان ایرانی سر میزدو انهارا مورد عزت احترام قرار میداد.وبه دو دختر یزدگرد اجازه
داده شد اختیارا شوهران خویش را
انتخاب کنند به گفته تاریخ
.در نتیجه شهر بانو را به عقد ازدواج پسرش امام حسین(ع) وجهان بانو را به عقد ازدواجمحمد بن ابوبکر که ارا ادتمندانحضرت علی (ع،)بود در،اورد.از.....کتاب امام حسین(ع)....چنانکه
قبلا اشاره شد یزدگرد بدنبال جمع اوری سپاه
به کرمان و خراسان وسیستان. وسپس بمرو
رفت در مرو مورد تعقیب ماهوی مرزبان بوداین مرد از جمله مرزبانانی بود که یزد گرد ازشغل نوکری اورا به مرزبانی رسانده بود ولی هنگامبکه روزگار کج افتد فعلا در صدد دستگیری وتصاحب اموالش را داشت. .ناچار به اسیابی پناه برد.اسیابان
وقتی وارد اسیاب شد و فردی را غرق در طلا وجواهر را خفته. دید خنجر برگرفته در سینه او فرو برد.
شاه بخت برگشته ناله جانخراشی کشید وتا بخود امد اسیابان سرش رااز تنجدا کرد وشروع به کند ن
جواهرات ودر اوردن لباسهایش کرد که ماهوی مرزبان هم سررسید واین بود وپایان عمر سلسله ای
که ۴۱۳ سال بر ایران .چه خوب وچه بد حکومت کرد.......خدا نگهدار...
وکتاب یزدگرد شابک.
۹۶۴_۵۶۱۱_۸۸_۱.
- ۱.۹k
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط