بدبوی

#بد_بوی
#پارت_۵۲

#لنا

با کریس زود لباس هامون رو پوشیدیم و رفتیم طبقه پایین

آبجیم و جیمسون عصبانی رو مبل نشسته بودن و آبجیم تند تند پاهاش رو تکون میداد

تا مارو دیدن فوری شروع کردن به سرزنش کردنمون

الینا
_لنا گیریم کریستین عقل نداره خله تو دیگه چرا

جیمسون
_الینا لطفا حواست باشه چی میگی این کاریه که جفتشون باهم کردن

کریستن
_انقدر کار کار نکنین ما هنوز کاری نکردیم فقط همو بوسیدیم

الینا
_اها باش اون وضع سرتاپا لخت و رو تخت داشتین همو میبوسیدین

جیمسون
_حق با الیناست

الینا
_خیلی ممنونم هاه بالاخره

فریاد زدم
_بسهههههههههه

همه با شوک برگشتن سمت من

_با وجود اینکه کاری نکردیم دارین دعوامون میکنید حق دارید تو شرایط خوبی نبودیم ولی ما کاری نکردیم اگه کرده بودیم حق داشتین دعوامون کنید پس لطفا ساکت شین بسه دیگه اصلا اگه کاری هم میکردیم به شما مربوط نبود چون ما دیگه بسه نیستیم

الینا
_که اینطور پس بچه نیستید من درمورد این قضیه یا مامان و بابا صحبت میکنم

_نه ابجی نه بسه تمومش کن
تو خودت جیمسون رو نبوسیدی؟

_بزار بگم که اون من رو بوسید

_خوب دیگه

_ربطی نداره

_وای بسه ساکت شو دیگه الیناااا
دیدگاه ها (۲)

#بد_بوی #پارت_۵۳#الینا _لنا تو چطور جرعت میکنی صدات رو واسه ...

#بد_بوی #پارت_۵۰به دلیل داشتن صحنه نمینویسم #پارت_۵۱ #الینا ...

دوستان چون پارت قبلی رو نه لایک کردید نه کامنت گزاشتید به مق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط