خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست
عشق بازی کن که وقت عشق بازی های توست

چشم خون، حال پریشان، قلب غمگین، جان مست
کودکم! دستم پر از اسباب بازی های توست

تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

قصّه ی شیرین نیفتاده است هرگز اتفاق
هرچه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

میهمان خسته ای داری در آغوشش بگیر
امشب ای آتش، شب مهمان نوازی های توست....شبتون زیباوقشنگ
دیدگاه ها (۳)

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

خانه‌ی قلبم خراب از یکّه‌تازی‌های توستعشق‌بازی کن که وقتِ عش...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

خانه قلبم خراب از یکه تازی های توستعشقبازی کن که وقت عشقبازی...

خانه قلبم خراب از یکّه‌تازی‌های توستعشقبازی کن که وقت عشقباز...

خانه ےقلبم خراب از یکّه تازے هاے توستعشق بازے کن که وقت عشق ...

...خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن، که وقت...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن، که وقت عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط