ز تو می گویم و یک شهر به من می خندد!

ز تو می گویم و یک شهر به من می خندد!
و من در این شهر همچو زلیخا انگشت نمای مردم یوسف ندیده شده ام....💕
دیدگاه ها (۱)

تورابراے چشم هایتدوست دارمبراے صدایتنمیدانے چ لذتے داردغوطہ ...

محبوب مندلتنگی بخشی از من نه ،بلکه تمام من است..بعد از شناخت...

همیشه عاشق آدمای مغرور بودمچون گفتن دوستت دارم خیلی واسشون س...

گرما یعنی نفس‌های تو ؛دست‌های تو ، آغوش تو ،من به خورشید ایم...

کالان

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

یوسف پیامبر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط