پارت

پارت ۳۴
ویو صبح/
ا.ت با صدای آلارم گوشیش بیدار میشه و میبینه توی بغل جیمینه و جیمین بلوز تنش نی(شلوار دارع لباس نه) و خودش هم یک تاپ تقریبا بلند تنشه و بدون شلوار یا چیز دیگه ای و البته سرش روی سینه ی جیمینه.
جیمین چشماش رو باز میکنه و با ا.ت توی بغلش روبه‌رو میشه که فقط یدونه تاپ حلقه ای تنشه و روشه.
ا.ت:جیغغغغغ
حیمین:ساکت الان میان در اتاق و میزنن
ا‌‌.ت:سریع از جاش بلند میشه ولی سرش گیج میره و پرت میشه توی بغل جیمین و جیمین میگیرتش
حیمین:خوبی؟
ا.ت:ااره فکر کنم سرم گیج رفت
بعدش بلند میشه و میره توی آشپزخونه و یک لیوان آب میخوره و جیمین هم میره سرویس بهداشتی و صورتش رو آب میزنه میاد بیرون جفتشون با بع یاد آوردن دیشب سریع لباس عوض میکنن و لباس مناسب میپوشن و از اتاق میرن بیرون
تهیونگ:های چطورین؟
ا.ت و جیمین:مرسی
افراد ا‌.ت:رئیس چند دقیقه وقت داریم
ا.ت:ده دقیقه وقت داریم که برسیم به عملیات
همه رفتن پایین
پیت:رئیس چرا عصبی هستین؟
ا.ت:چون دیشب...ولش
پیت:یک‌چیری میتونم بگم؟
ا.ت:چی؟
پیت:دیشب تهیونگشی توی شرابتون تحریک کننده ریخته بود بع خاطر اون عصبی هستین؟
ا.ت تقریبا داد زد:چیییییییی
ا‌.ت:رفت سمت تهیونگ و موهاش رو کشید و یکی محکم زد توی شکمش
تهیونگ:اخخخ چیشده
ا.ت:پس کار تو بود هومممممممم
تهیونگ:کدوم...آخخخ
ا.ت:تو دیشب رو مقصر توییییییییییییییی
جیمین:ا.ت رو میکشه عقب و پیت و جک تهیونگ رو میگیرن
ا.ت:خیلی بیشعورییییییییییییییی
تهیونگ:بی هیچ حرفی رفت و این ا.ت و جیمین بودن که چشمی حرف میزدن..

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۵رفتن عملیات و حالا برگشتن به هتل تا وسایلشون رو جمع ک...

پارت ۳۶ا.ت جیمین رو برد عنارت تا وسایل لازمش رو برداره و بعد...

جنبه نداری نخون مجبور نیستی🔞🤗 ].........ادامه ی پارت ۳۳بعد س...

[ جنبه نداری نخون مجبور نیستی🔞🤗 ]پارت ۳۳ویو تهیونگ/همه رفتن ...

سناریو درخواستی BTS

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط