لب جو و مطرب و می، جمله مهیاست ولی

لب جو و مطرب و می، جمله مهیاست ولی

کو نگاری که به یک غمزه دل ما ببرد؟

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

ما در این دیوار، همان خشت کج معماریمکه قرار است به هیچ ثریا ...

#شب_قدر شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چ...

چشمان تو همان دَرَنده‌ ایست، که تِه مانده وجودم را می بلعد! ...

رفتی ولی این را بدان،ماموت ها از تنهاییمنقرض شدن، نه از سرما...

از غم خود بپرس کوبا دل ما چه می کند؟ ـــــــــــــــــــــــ...

چو لب به خنده گشاید

اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دلخنده بر لب می زنم تا کس ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط