بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم مهمانی د

بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم مهمانی در خانه ام هست و روزی از کنارم می رود.
روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا میشود...

به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی از من یاد کند؟
کدام مهمتر است؟
خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟

چون دانستم که او مهمان خانه من است.
این باعث شد اولویتم را تغییر دهم،
بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست....

شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم.

از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم..
از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضی شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد .....

اما.........
فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من وخشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.....
چون می دانم......
او مهمان زودگذر خانه من است.

کودک عزیزم ...
امیدوارم مهمانی خانه من
زیباترین مهمانی زندگیت باشد!
دیدگاه ها (۱)

دوستﮐﻪﺑﺎﺷﯽ ﻓﺮﻗﯽﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻥﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺭﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏ دوست...

ای مهربان تر از برگ در بوسه‌های باران بیداری ستاره ، در چشم ...

می توان عاشق بود به همین آسانی .. من خودم چندسالی ست که عاشق...

.......//برده ی زیبا//.......

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎مهمانی هنوز ادامه داشت، اما ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

قسمت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط