ترانه مادر- محسن چاوشی:

ترانه مادر- محسن چاوشی:
صدای پا نبود صدای تق تق شکستن تو بود
غروب خسته بود که من سرم هنوز رو دامن تو بود
صدای پای تو که توی راهرو زبونه میکشید
تمام روحمو برای دیدنت به خونه میکشید...
به مادرم بگین قفس شکسته و پرنده پر زده
به مادرم بگین بهار اومده جوونه سر زده
یه درد مطمئن مفاصل منو کلافه کرده
تمام وزنشو به شونه های من اضافه کرده
غروب رفته بود غروب ِ توی مه غروب ِ تو غبار
غروب بیقرار غروب رو سیاه غروب بی پناه..
به مادرم بگین هنوز خنده هاش رو سر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش تو جا نمازشن...
دیدگاه ها (۱)

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p23ساکت بود.نینا آروم پلک‌هاش رو تکون داد...

پارت نهم تو از این طرز برخورد و لحن بازجویی‌مانندِ نامجون کل...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

پارت ۱۳: گروگان‌گیریِ صبحانهسکوتِ سر میز به حدِ خفه‌کننده‌ای...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۲: دیواری که نازک شداتاق هنوز توی صدای گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط