بغلت گـــریهٔ خامــــوش چه حالـــی دارد

بغلت گـــریهٔ خامــــوش چه حالـــی دارد
غـــزل و بوسه و آغـــوش چه حالــــی دارد
من که یک عــمر شکار توام ای کاش شـــبی
کبک من باشی و من باز، چه حالــــی دارد
غمزهٔ چشــم دل آشوب تو کم چیزی نیست
ناز ابــروی تو هــم روش، چه حالــــی دارد
دل دیوانهٔ زنجـــیری من مــی گـــــوید
حبس در حلقهٔ گیسوش چه حالـــــی دارد
عسلستان غریبـــی ست گل روش ولـــــی
عسل از شانهٔ کنــدوش چه حالــــی دارد
طالع شـــــورم اگـــــر پرده بگـــرداند، آه
چنـــــگ در تار سر مــوش چه حالـــی دارد
دیدگاه ها (۴)

بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را ک...

تقدیر چنین است دلم گیر تو باشدهر لحظه نگاهم پی تصویر تو باشد...

گرفته تر ز خزان دلم خزانی نیستستاره بار تر از چشمم آسمانی نی...

ﺁﻏﻮﺵ ﺗــــــــﻮ ...ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺳﺖ !!ﺁﻏﻮﺵ ﺗـــــــﻮ ...ﺗﺮﺱﻫ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط