بــــرای رفتن

بــــرای رفتن
چمدان می بندند
بــــرای مــاندن
دل
مـن کـدام را ببندم
که نــه خیالِ رفتن دارم
و نــه تـــوانِ مـــاندن
دیدگاه ها (۲)

در این سرای خاموش یاد گرفتم با ترنم عشقی پاک به زیباترین ...

سنگ ها شاید همان گلبرگ های لطیفند که زخم خوردند بغض کردند و ...

تنها برخی از آدمها باران را احساس می کنند بقیه فقط خیس می...

من به دنبال یک نشانه برای ماندن و تو به دنبال یک دلیل برای ر...

قسمتی از ولاگ چمدون بستن جیمین💜 🐥 الان حدود ساعت ۶ بعدازظهره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط