چون ما و شما مقارب یکدگریم

چون ما و شما مقارب یکدگریم
به زان بود که پرده‌ی هم ندریم
ای خواجه تو عیب من مگو تا من نیز
عیب تو نگویم که یک از یک بتریم

/سعید
دیدگاه ها (۲)

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشستپنداشت که مهلتی و تأخیری هستگ...

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگ...

می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی ...

حیف است حیف دست او و دست های من باید قبول کـــرد کــــــه ر...

شب خلاصه ای عاشقانهاز خنده های ملیح و دلربای توستتو بخند بگذ...

حج : مطلب ۵ از ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط