سلام

سلام
راستش میخوام که داستانم رو ازو قتی که از اعتکاف برگشتم بهتون بگم شاید فکر کنید مسخرست و احمقم که دارم این چیز ها رو میگم ولی لطفاً فحش ندید🫶✨🤍
دیدگاه ها (۰)

راستش داستان از اعتکاف مدرسه شروع شد نمیپنم میدونید اعتکاف چ...

chand Party: یونا: توی بارون روی تاب توی حیاط نشسته بودم و ب...

chand Party:وقتی نمیزاری ببوستت:ادمین: که یونگی عصبانی شد و ...

chand Party:وقتی نمیزاری ببوستت:یونگی: بورام ور گذاشتم روی ک...

سلام اومدم یچیزی رو بهتون بگمراستش من دیگه دوست ندارم فیک بن...

سلام بچه ها بگم که بخاطر غیب شدنم معذرت میخوام و اینکه دیگه ...

سلام خوشکلا شبتون بخیرراستش میخواستم یه چیزی رو بهتون بگم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط