گمشده در تو

گمشده در تو
پارت۴
تهیونگ یهو پیداش شدو با داد گف
تهیونگ ـ ات..مگه بهت نگفتم تمومش کنن*داد*
ات ـ من تمومش کردمم*داد*
کوک ـ یااا چیشدهه*عصبی*
ات ـ هیچی داداشی جونم
تهیونگ ـ کجا هیچی..کوک خاهرت داره ازم جدا میشه!
ات ـ دلیلش مشخصه برای چی..
یونگی ـ ات..تهیونگ واقعا منو ببخشین باعث شدم رابطتون بهم بخورهـ...
تهیونگ ـ بخاطر تو اینطوریی شدد
تهیونگ رفتو ی مشت توی صورت یونگی زد
ات ـ یاااااا چ غلطی کردی؟؟بهترین دوست منو میزنی؟دارم برات
ات رفته دوتا مشت خابوند توی صورت تهیونگ(چ خرتوخری شد😂)
تهیونگم بلند شد..میخاست ب ات سیلی بزنه کوک نزاشت
کوک ـ ببین تهیونگ..دیگه از حدت نگذر..من ات رو بهت نسپردم ک کتکش بزنی
ات ـ یونگیا حالت خوبه؟؟
یونگی ـ اره پیشـ..ینی ات
ات ـ راحت باشو پیشی کوچولو صدام کن*لبخند*
یونگی ـ باشه پیشی کوچولوممم*رفت بغل ات*
تهیونگ‌ویو
پیشی کوچولوم؟ وایی چ گوهی خوردم من..اصن اونشب چرا اون چرتو پرتارو گفتم..
دیگه چیزی نداشتم بگمو از اونجا رفتم
کوک‌ویو
واقعا نمیدونم چطور ب تهیونگ اعتماد کردمو خاهرمو بهش سپردم
کوک ـ ات..حالت خوبه؟
ات ـ اوهوم..راستی بریم شیرموزتو بگیرم
کوک ـ ایوللللل
یونگی ـ ات..نارنگی داری؟
ات ـ بعلهه بفرماا*با خنده*
ــــــــ
اینم از این پارت
حیمایت؟
دیدگاه ها (۸)

گمشده در توپارت۵ات ـ بعلهه بفرما*خنده*(خب اینجا مثلن مدرسه‌ش...

گمشده در توپارت۶ات‌ویوجونگکوک از اتاق رفتمن و یونگی یکم بهم ...

گمشده‌ در تو پارت۳تهیونگ ی سیلی محکم ب ات زدتهیونگ ـ دیگه هی...

گمشده در توپارت۲ویو داخل مدرسه"ات‌ویوتهیونگ اونطرف نشسته بود...

« دانش آموز شیطون من »« پارت نهم »بعد از کلی حرف زدن و احوا...

Name: عشق و حداییPart:5۲ویو نویسندهاروم اصلحه ها رو روی زمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط