شادم که در شرار تو میسوزم

شادم که در شرار تو میسوزم

شادم که در خیال تو میگریم

شادم که بعد وصل تو باز اینسان

در عشق بی زوال تو می گریم

پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو
در سر نیست

اما چه گویمت که جز این آتش

بر جان من شراره دیگر نیست
دیدگاه ها (۳)

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

فراتر از خویش

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط