نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم

بمانی و بروی باز هم برای توأم

کمی کنار بیا با منی که از ته قلب

همیشه رام نگاه پر ادعای توأم

چه در خیال و چه خواب و میان خاطره ها

به هر بهانه به دنبال رد پای توأم

بیا و هق هق من را شبی تماشا کن

که انعکاس غریبانه ی صدای توأم

دلم گرفته و بغضم نمی شود آرام

چقدر عاشق گریه به شانه های توأم

به جز تو با همه دنیا غریبگی کردم

چرا تو منکر آنی که آشنای توأم؟ . . .

بیا و کار دلم را به ناکجا نکشان

صبح بخیر دوستان من روز خوبیییییی داشته باشین
که مشتری شده ام باز و در فضای توأم
دیدگاه ها (۵)

بودنت را دوست دارم…وقتی پنجه در کمرم حلقه می‌کنی…و به آغوشت ...

چــقَــدر پَــــر مــی کـِــشَــد دلــَــــمــ بـــه هَــــ...

سهم من که نیستی!!!سهم قصه های من بمان!!!سهم فکر من!!!عاشقانه...

:-)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط