سناریو درخواستی وقتی رومون کراشن و میگیم دوست پسر میخای
( سناریو درخواستی وقتی رومون کراشن و میگیم دوست پسر میخایم)
دراکو: هی بچه کوچولو فکر نمیکنی واسه اینکارا زیادی بچه ای + نه من خیلیم بزرگم _ پس میتونی من و تحمل کنی؟ + این الان اعتراف بود نزدیک شد بب.وسیدتت _ اره.....
تام: داشت کتاب میخوند که با عصبانیت کتابشو بست _ بس کن + اگه بس کنم که کسی نمیاد بگیرتم _ خودم میام میگیرمت فقط بس کن + واقعا بغلت کرد و.....
متئو : سیگارشو تو مشتش خاموش کرد و اومد سمتت و بلندت کرد+ هی چیکار میکنی؟ _ مگه نگفتی دوست پسر میخای؟ +خب اره _ دارم به دوست پسرت تبدیل میشم رفت تو اتاق و.....
تئودور : که یهو محکم گفت واقعا این همه مدت نفهمیدی ؟ + چیو ؟ _ که این همه بهت علاقه دارم رو؟ + چییی؟ تو. دوسم داری؟ _ اره که پریدی بغلش + منم دوست دارم...
ریگولوس : خیل ناراحت شد و بهش برخورد + ریگی چیشده؟ _ نه + به خاطر حرفم ناراحت شدی؟ _ مهم نیس + ولی چرا؟ وایسا تو...تو.._ اره من دوست دارم میخام دوست دخترم ش قبول میکنی؟ + معلومه که اره و بوست میکنه
( گیلیلیلی ایشالا به پای هم پیر شین)
دراکو: هی بچه کوچولو فکر نمیکنی واسه اینکارا زیادی بچه ای + نه من خیلیم بزرگم _ پس میتونی من و تحمل کنی؟ + این الان اعتراف بود نزدیک شد بب.وسیدتت _ اره.....
تام: داشت کتاب میخوند که با عصبانیت کتابشو بست _ بس کن + اگه بس کنم که کسی نمیاد بگیرتم _ خودم میام میگیرمت فقط بس کن + واقعا بغلت کرد و.....
متئو : سیگارشو تو مشتش خاموش کرد و اومد سمتت و بلندت کرد+ هی چیکار میکنی؟ _ مگه نگفتی دوست پسر میخای؟ +خب اره _ دارم به دوست پسرت تبدیل میشم رفت تو اتاق و.....
تئودور : که یهو محکم گفت واقعا این همه مدت نفهمیدی ؟ + چیو ؟ _ که این همه بهت علاقه دارم رو؟ + چییی؟ تو. دوسم داری؟ _ اره که پریدی بغلش + منم دوست دارم...
ریگولوس : خیل ناراحت شد و بهش برخورد + ریگی چیشده؟ _ نه + به خاطر حرفم ناراحت شدی؟ _ مهم نیس + ولی چرا؟ وایسا تو...تو.._ اره من دوست دارم میخام دوست دخترم ش قبول میکنی؟ + معلومه که اره و بوست میکنه
( گیلیلیلی ایشالا به پای هم پیر شین)
- ۲۲۳
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط