سلااام من زنده شدم و دست پر اومدم میدونم یکم شاکی هستین و
سلااام من زنده شدم و دست پر اومدم میدونم یکم شاکی هستین ولی واقعا چون چند هفته ای بود ننوشته بودم ایده و نوشتن برام سخت بود در هر حال امید وارم لذت ببرید
ف۲ پ ۴۳
لیوان روی زمین افتاد و خورد و خاک شیر شد
همه با ترس و لرز زانو زدن و معذرت خواستن ملینا با عصبانیت از صندلیش بلند شد و سمت یکی از مردا رفت و سرش رو گرفت
+بهت گفتم بدون مواد خاندانی ما نیا و تو...چیکار کردی؟
=پ..پرنسس قصم میخورم ...اونجا همه چی بهم ریخت...نمیدونیم مواد کجا غیب شد
+احمقاااااا یه مواد رو نمیتونین پیدا کنین؟
با خونسردی بلند شد
+پدرم ازم ناامید میشه اه لعنت بهتووون
و شیشه دیگه ای رو پرتاب کرد
+گمشین بفهمین مواد رو کی برداشته لعنتیاااااا
همه با عجله فرار کردن و پرنسس ملینا رو تنها گذاشتن ملینا روی صندلی نشست و تو فکر فرو رفت یعنی دشمن جدیدی تو راه بود ؟ پوزخندی زد به نظر این قضیه شروع یه ماجرای وحشتناک بود
.............
لیلی با تمام توانش به کیسه بوکس ضربه زد اما کیسه بوکس به سرعت برگشت و خورد تو صورتش که باعث خنده ارورا و ادواردی شد که داشتن تمرین میکردن یونا نفس کلافه ای کشید
+ مطمعنی اماده ای ؟
+ ارههه بزار یاد ببگیرم تروخدا اجیی
لیلی با مظلومیت تمام رو به یونا گفت
+ خب پس بعد اینکه ضربه زدی
یونا پشت لیلی قرار گرفت
+ باید ببینی چطوری برمیگرده تا جا خالی بدی
و مشتی به کیسه بوکس زد و فاصله گرفت که باعث شوک لیلی شد اما به سرعت واکنش نشون داد و جا خالی داد و شروع به ضربه زدن کرد ..جیهوپ با لبخند به لیلی نگا میکرد کار یونا دقیقا شبیه کاری بود که کوک با یونا کرده بود
......
فلش بک *
+ این چه تمرین مسخره ایه کوک ؟ به کیسه بوکس ضربه بزنم جا خالی بدم؟ چه مسخره
کوک خنده ای کرد
ـ تو که میگی نصف جمعیت رو میزنم ...از یه کیسه بوکس نمیتونی جا خالی بدی؟
+ میتونممم
یونا با عصبانیت به کیسه بوکس ضربه زد که برگشت و طوری خورد توی سرش که روی زمین افتاد با قرمزی صورت که به خاطر عصبانیت بود بلد شد که کیسه بوکس رو بزنه که کوک گرفتش
+ ولم کن پارششش کنم سگووو
- اروم اینطوری بری سمت دشمن زمین گیرت میکنه
اینو کوک با خنده میگفت چون یونه عین چی وول میخورد تا از دست کوک خلاص شه
ـ اروم باااش تا بگم چیکار کنییی
+ نمیخواممم بزا خفش کنم
پایان فلش بک *
جیهوپ خنده ای کرد خوشحال بود که تو همین نزدیکی ها قرار بود دوباره کنار داداشاش بشه نقشه ای که چیده بودن عالیی بود اما....بدون نقص هم نبود ولی همشون امید وار بودن بتونه جواب بده
.....
یونا*
ف۲ پ ۴۳
لیوان روی زمین افتاد و خورد و خاک شیر شد
همه با ترس و لرز زانو زدن و معذرت خواستن ملینا با عصبانیت از صندلیش بلند شد و سمت یکی از مردا رفت و سرش رو گرفت
+بهت گفتم بدون مواد خاندانی ما نیا و تو...چیکار کردی؟
=پ..پرنسس قصم میخورم ...اونجا همه چی بهم ریخت...نمیدونیم مواد کجا غیب شد
+احمقاااااا یه مواد رو نمیتونین پیدا کنین؟
با خونسردی بلند شد
+پدرم ازم ناامید میشه اه لعنت بهتووون
و شیشه دیگه ای رو پرتاب کرد
+گمشین بفهمین مواد رو کی برداشته لعنتیاااااا
همه با عجله فرار کردن و پرنسس ملینا رو تنها گذاشتن ملینا روی صندلی نشست و تو فکر فرو رفت یعنی دشمن جدیدی تو راه بود ؟ پوزخندی زد به نظر این قضیه شروع یه ماجرای وحشتناک بود
.............
لیلی با تمام توانش به کیسه بوکس ضربه زد اما کیسه بوکس به سرعت برگشت و خورد تو صورتش که باعث خنده ارورا و ادواردی شد که داشتن تمرین میکردن یونا نفس کلافه ای کشید
+ مطمعنی اماده ای ؟
+ ارههه بزار یاد ببگیرم تروخدا اجیی
لیلی با مظلومیت تمام رو به یونا گفت
+ خب پس بعد اینکه ضربه زدی
یونا پشت لیلی قرار گرفت
+ باید ببینی چطوری برمیگرده تا جا خالی بدی
و مشتی به کیسه بوکس زد و فاصله گرفت که باعث شوک لیلی شد اما به سرعت واکنش نشون داد و جا خالی داد و شروع به ضربه زدن کرد ..جیهوپ با لبخند به لیلی نگا میکرد کار یونا دقیقا شبیه کاری بود که کوک با یونا کرده بود
......
فلش بک *
+ این چه تمرین مسخره ایه کوک ؟ به کیسه بوکس ضربه بزنم جا خالی بدم؟ چه مسخره
کوک خنده ای کرد
ـ تو که میگی نصف جمعیت رو میزنم ...از یه کیسه بوکس نمیتونی جا خالی بدی؟
+ میتونممم
یونا با عصبانیت به کیسه بوکس ضربه زد که برگشت و طوری خورد توی سرش که روی زمین افتاد با قرمزی صورت که به خاطر عصبانیت بود بلد شد که کیسه بوکس رو بزنه که کوک گرفتش
+ ولم کن پارششش کنم سگووو
- اروم اینطوری بری سمت دشمن زمین گیرت میکنه
اینو کوک با خنده میگفت چون یونه عین چی وول میخورد تا از دست کوک خلاص شه
ـ اروم باااش تا بگم چیکار کنییی
+ نمیخواممم بزا خفش کنم
پایان فلش بک *
جیهوپ خنده ای کرد خوشحال بود که تو همین نزدیکی ها قرار بود دوباره کنار داداشاش بشه نقشه ای که چیده بودن عالیی بود اما....بدون نقص هم نبود ولی همشون امید وار بودن بتونه جواب بده
.....
یونا*
- ۵.۱k
- ۲۸ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط