شوقِ این جانِ به تنگ آمده،آغوشِ تو بود

شوقِ این جانِ به تنگ آمده،آغوشِ تو بود
آن چه می خواستم از عشق،همانم دادی!
#اصغر_معاذی⭐ ️
دیدگاه ها (۱)

کانت نظرتنا لثوانی وشعرت وکأن قلبی أزهر لمئة عام...❤ ترجمه:...

آدما همیشه بزرگترین ضربه زندگیشونو از کسی میخورن که میگن" نه...

-چرا کشتیش؟+معرفتش از سگ کمتر بود-خوب کاری کردی!

دلتنگ رهایی امدلتنگ نوشیدن خورشیدبوسیدن خاکلمس آبدر من یک مح...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

خدا با یکم از این شانس ها به ما می دادی بد نبود هااا...همرو ...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط