دوراهی عشق و نفرت
دوراهی عشق و نفرت
p²⁷
جيمين:صبركن ببينم الان از من ميخواى بخاطر اون ا/ت عوضى برم تحقيق كنم بى گناهيش ثابت بشه...؟
جونگكوک:چرا اينقدر بحث ا/ت رو وسط ميكشى فقط گفتم برو ببين چرا دى ان اى ا/ت رو اون نامه ى لعنتى بوده همين
جيمين:دارى منو گول ميزنى يا خودتو؟ تو فقط نميخواى باوركنى بازم ا/ت دسته گل به آب داده
جونگكوک:لازم نكرده كمک كنى اصلا خودم حلش ميكنم
جيمين:به يه شرط بهت كمک ميكنم!بايد قول بدى بعد فهميدن حقيقت اگه متوجه شديم ا/ت تو اين ماجرا نقش داشته، فورا اونو بكشى
جونگكوک:باشه قول ميدم
جيهوپ:خب الان قدم بعدى چيه؟
تهيونگ:صبر ميكنيم شكارمون طعمه رو بخوره؟
جيهوپ:منظورت چيه؟ واضح بگو
تهيونگ:فقط صبر داشته باش امشب متوجه ميشى حرفامو
جونككوک:(گوشى ا/ت رو چک كرده بودم)متوجه شدم كه تهیونگ دى ان اى شو ازش خواسته بوده، بايد ميفهميدم دليلش چى بوده اگه تهيونگ همونى باشه كه بازيم داده وا/ت سعى ميكرده جون اون آدمو نجات بده، نه ا/ت نه تهيونگ هيچكدوم زنده نميمونن امشب..
جيهوپ:هى گوشيت داره زنگ ميخوره تهيونگ جونگكوک داره بهت زنگ ميزنه؟ مگه تو شماره شو سيو دارى؟
ا/ت:جیمین چند دقيقه پیش اومد تو اتاق با پوزخند گفت دستت رو شده و فكر نكنم خورشيد فردارو ببينى خسته بودم از اين زندگى كوفتيم..
تهيونگ:خيلى زودتر از چيزی كه تصورشو ميكردم نقشه داره پیش ميره اون پسره فكر كرده الان مچ منو گرفته تازه از يه طرفم فكر ميكنه ا/ت با من همدسته و ميخواد منو ا/ت رو باهم بكشه الان وقت برداشتن قدم سوم يعنى قهرمان بازى پيش ا/ت كه كم كم كارى كنم از جونگكوک متنفر بشه و به سمت من كشيده بشه...
تهيونگ:گوشی رو با تعجب ساختگی تو صدام جواب دادم(بله؟)
ادامه در پارت بعدی منتظر باشید
p²⁷
جيمين:صبركن ببينم الان از من ميخواى بخاطر اون ا/ت عوضى برم تحقيق كنم بى گناهيش ثابت بشه...؟
جونگكوک:چرا اينقدر بحث ا/ت رو وسط ميكشى فقط گفتم برو ببين چرا دى ان اى ا/ت رو اون نامه ى لعنتى بوده همين
جيمين:دارى منو گول ميزنى يا خودتو؟ تو فقط نميخواى باوركنى بازم ا/ت دسته گل به آب داده
جونگكوک:لازم نكرده كمک كنى اصلا خودم حلش ميكنم
جيمين:به يه شرط بهت كمک ميكنم!بايد قول بدى بعد فهميدن حقيقت اگه متوجه شديم ا/ت تو اين ماجرا نقش داشته، فورا اونو بكشى
جونگكوک:باشه قول ميدم
جيهوپ:خب الان قدم بعدى چيه؟
تهيونگ:صبر ميكنيم شكارمون طعمه رو بخوره؟
جيهوپ:منظورت چيه؟ واضح بگو
تهيونگ:فقط صبر داشته باش امشب متوجه ميشى حرفامو
جونككوک:(گوشى ا/ت رو چک كرده بودم)متوجه شدم كه تهیونگ دى ان اى شو ازش خواسته بوده، بايد ميفهميدم دليلش چى بوده اگه تهيونگ همونى باشه كه بازيم داده وا/ت سعى ميكرده جون اون آدمو نجات بده، نه ا/ت نه تهيونگ هيچكدوم زنده نميمونن امشب..
جيهوپ:هى گوشيت داره زنگ ميخوره تهيونگ جونگكوک داره بهت زنگ ميزنه؟ مگه تو شماره شو سيو دارى؟
ا/ت:جیمین چند دقيقه پیش اومد تو اتاق با پوزخند گفت دستت رو شده و فكر نكنم خورشيد فردارو ببينى خسته بودم از اين زندگى كوفتيم..
تهيونگ:خيلى زودتر از چيزی كه تصورشو ميكردم نقشه داره پیش ميره اون پسره فكر كرده الان مچ منو گرفته تازه از يه طرفم فكر ميكنه ا/ت با من همدسته و ميخواد منو ا/ت رو باهم بكشه الان وقت برداشتن قدم سوم يعنى قهرمان بازى پيش ا/ت كه كم كم كارى كنم از جونگكوک متنفر بشه و به سمت من كشيده بشه...
تهيونگ:گوشی رو با تعجب ساختگی تو صدام جواب دادم(بله؟)
ادامه در پارت بعدی منتظر باشید
- ۹۶
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط