پارت فیک عشق آنیا

پارت ۳ فیک عشق آنیا
و رفتیم سمت ماشین الان که دارم فکر می کنم من از این پیشنهاد تهیونگ بدم نمیومد
ولی این ... میشه همون لبخندی که صبحا میبینم همون ...
اره همون لبخند همونی که خیلیا براش جون میدن این داستان ما از همینجا شروع میشه یعنی ((عشق آنیا ))
بینمون سکوت بود تا گفتم
آنیا : تهیونگ
تهیونگ : جانم عزیزم
آنیا : یه سوالی دارم میخوای منو با خوانوادت آشنا کنی ؟
تهیونگ : اره عزیزم فردا آشنا میکنم میام دنبالت
آنیا : اها
تهیونگ : چیزی شده عزیزم
آنیا : نه ... نه چیزی نیست
تهیونگ : باشه عشقم
آنیا : ( لبخند )
هیچ حرفی نبود سکوت و این سکوت...
دلیلی داشت ...
دخترک دل شوره داشت که نکنه اتفاقی بیوفته اتقاقی که نباید بیوفته ...
رسیدن جلوی در خونه آنیا
تهیونگ : رسیدیم گلم فقط فردا ساعت ۱۱ میام دنبالت گلم
آنیا باشه عزیزم خداحافظ
تهیونگ : فقط اینکه قانون دارم
آنیا : چه قانونی؟
تهیونگ : ۱_ لباس باز نمی پوشی
۲_با پسرا حرف نمی زنی
۳_ همش پیشه من میمونی
آنیا : اوکی عشقم خدا حافظ ولی فکر نمی کردم یروزی بهت بگم عشقم
تهیونگ : ( خنده )
(‌ ویو آنیا )
رفتم خونه و واقعا خسته بودم و تا سرمو گذاشتم رو بالش خوابم برد
( ویو صبح )
از خواب بیدار شدم و دیدم ساعت ۱۰ شده و سریع رفتم یک دوشی گرفتم و اومدم یک آرایش لایت کردم و لباس پوشیدم ( اسلاید دوم )
و رفتم دیدم تهیونگ اومده و رفتم پایین و...

نظرت ؟

#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
دیدگاه ها (۲۳)

استوری درخواستی #عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓

کنسرت بی تی اس از این دید 😭🎀تروخدااااااااااااااااااااااااا ل...

ستاره دنباله دار پارت:۱

ستاره دنباله دار پارت:۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط