من ان ستاره نامرئی‌ام که دیده نشد

من ان ستاره نامرئی‌ام که دیده نشد
صدای گریه‌ی تنهاییش شنیده نشد
 
من آن شهاب شرار آشنای شعله‌ورم
که جز برای زمین‌خوردن آفریده نشد
 
من آن فروغ فریبای آسمان گَردم
که با تمام درخشندگی، سپیده نشد
 
من آن نجابت درگیر در شبستانم
که تا وسوسه بر قامتش تنیده نشد
 
نجابتی که در آن لحظه‌های دست و ترنج
حریم عصمت پیراهنش دریده نشد
 
من از تبار همان شاعرم که سرو قدش
به استجابت دریوزگی خمیده نشد
 
همان کبوتر بی‌اعتنا به مصلحتم
که با دسیسه‌ی صیاد هم خریده نشد
 
رفیقِ من، همه تقدیم مهربانی تو ...
اگر چه حجم غزل‌های من قصیده نشد

محمدسلمانی
دیدگاه ها (۵)

همه رفتند ، فقط من عقب قافله ام . . .بی حواسم ، کسلم ، ساکت ...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

http://nex1music.ir/post/10361/متن اهنگ عشقت که باشه تو خیس ...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانن...

من آن ستاره‌ی نامرئی‌ام که دیده نشدصدای گریه‌ی تنهاییش شنیده...

من آن ستاره‌ی نامرئی‌ام که دیده نشد صدای گریه‌ی تنهاییش شنید...

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشدصدای گریه ی تنهایی اش شنی...

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشد صدای گریه ی تنهایی اش شن...

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشدصدای گریه ی تنهایی اش شنی...

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشدصدای گریه ی تنهایی اش شنی...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط