آفتاب

آفتاب..
به "مزارع قهوه " ی چشم های تو
ڪه می رسد صبح می شود
چشم وا ڪن
ڪه دلم لڪ زده است
برای
نوشیدنِ فنجان فنجان عشق....
دیدگاه ها (۰)

کاش زندگی مثل یک نوار کاست بودکه اگر هرجاشو دوست داشتیبا یک ...

خیابان های شهر ...می دانند ...وقتی باران می بارد ...در کوچ...

من معجزه را...فردی مینامم... که میشود درآغوشش عالم وآدم را ا...

.سهم من از تودلتنگی بی پایانی‌ستکه روزها دیوانه ام می‌کند

پینترست تلگرام و روبلاکس عزیزانم به جان خودم دلم براتون عین ...

خودت را جاي من بگذارخودت را جای من بگذار ؛ دلت بدجور می گیرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط