با دلی غمگین و خسته، یک شب از شهر تو رفتم

با دلی غمگین و خسته، یک شب از شهر تو رفتم

با دو چشمی جاری از اشک از کنار تو گذشتم
رهسپارِ شهر غربت، کوله بارم غصه و درد
بی تو من تنهای تنها از همه دنیا گذشتم

جاده های بی کسی را، با خیالت گریه کردم

خاطراتت را مرور و باز با یادت شکستم

یاد آن شب زیر باران، آن همه دلواپسی ها
یاد تو همراه من بود، همچنان من می گذشتم

یاد آن دیدار زیبا، روز خوب آشنایی

با وجود آن همه عشق، یک شب از یاد تو رفتم
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت پنج

نمیبخشمت p.22

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط