من خودمم نه خاطره . منظره ام نه پنجره

من خودمم نه خاطره . منظره ام نه پنجره
من يه هواي تازه ام . نه انعکاس هنجره
ميخوام سکوت کوچه رو . ترانه بارون بکنم
دلارو به ضيافت ترانه مهمون بکنم
ميخوام بگم که اين صدا هر چي که هست مال منه
شيشه رخوت شبو سنگ ستاره ميشکنه
خونه من همينوراست . پيش شما پياده ها
هر جا که چشم عاشقي مونده به خط جاده ها
همنفس اين وطنم . همدل دلبستگياش
همدم دلواپسي و همقدم خستگياش
بغض ترانه سنگيه . من ولي جنس شيشيه ام
دل رو به غربت نزدم . تيشه نخورده ريشه ام
تنها دليل بودنم . خوندن اين ترانه هاست
زخم هزار تا خاطره تو دل عاشقانه هاست
.
.
.
.
.
.
.
ضیافت از ناصر عبداللهی
دیدگاه ها (۱)

وای:)))

ولی اوروچ :)!

بانو چقدر زیبا شده بود :)!

تغییرو !!

ولی وقتی النی اوروچ رو سالم دید :)!

جذابیت مرت واقعا ستودنیه :)!

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط