part

part 14


ات : بس کنید من دیگه نمی تونم دست از گول زدن من بردارید همتون فقط به فکر منافع خودتونید چرا از من استفاده میکنید گریه داد

هانا :ما منافع می دونی ولیام بدبخت چقدر جون کند برای پیجت کل سخنرانیت رو فیلم برداری کرد و عکس گرفت و ادیت زد با کمک استاد ترجمه کرد و گذاشت داخل پیجت به همه گفا تا کیلپتو بزارن داخلپیجشون بعد منافع خودمون ما بخاطر نمره دوستت نشدیم ما اینجوری نیستیم ولیام بی چاره از جون مایه گذاشت از دیروز تا حالا یه ساعت خوابیده الان 5 ملیون فالور داری کلی دعوت داشتی بری برای سخنرانی

ولیام : هانا اروم باش

ات : متاسفم متاسفم گریه روی زمین افتاد گریه کرد

هانا: ات اروم باش کمکش کردن روی یه نیمکت نشستن ولیام به ات اب داد و خورد اروم تر شده بود

ات : متاسفم اونجوری بهتون گفتم از بس ازم استفاده شده دیگه نمی دونم باید چی کار کنم می خوام یه چیزی رو بهتون بگم خانوادم منو دوست ندارن پدرم بخاطر نمره منو بیرون کرد از خونه از بچگی هیچ محبتی ازشون ندیدم همش به برادرم محبت کردن واسه همینه

هانا : اخی الهی فدات شم ببخشید منم تند رفتم

ات : ولیام متاسفم و خیلی ازت ممنونم شما ها باولین و بهترین دوستایی هستین که دارم

هانا : خواهی داشت ما ولت نمی کنیم

ات : ازتون ممنونم الان فقط شما و یونگی و دارم

هانا: یونگی استاد مین؟

ات : اره دیشب خونه اون بودم

ولیام : پشمام اون خیلی سرده با کسی صحبت نمی کنه یا خیلی کم صحبت می کنه نکنه عاشقت شده

ات : می گه دوسم داره نمی دونم

هانا : بیا یه چیز خوب نشونت بدیم گوشی ات رو بهش بده

ولیام : باشه داد به ات

هانا : تو الان جز معروف ترین ها داخل یوتویوب و اینستایی حتی رئیس دانشگاه فالوت کرده

ات : واقعا

ولیام : اره به لطف من

ات : خیلی ازت ممنونم نمی دونم چه جوری ازتون تشکر کنم

ولیام : می تونی برامون از همون کوکی درست کنی

ات : گفت کوکی یاد کوک افتادم اونم خیلی دوست داشت

هانا : اره خیلی خوشمزه ان ات ات

ات : بله حتما ولی الان اوارم

هانا : اینطوری نگو بیا خونه ما

ات : نه نمی تونم بیام

ولیام : خونه ما هم هست

ات : مرسی شما خیلی مهربونید اما خودم یه کاریش می کنم باید برم کار پیدا کنم

هانا : می خوای کمت کنیم

ولیام : اون همین الانم کلی کار داره

ات : من کار چی

ولیام : شرکت ها درخواست دادن برای سخنرانی بری یا اینکه مترجمشون باشی و بهت پول می دن بابتش

ات : واقعا

ولیام : اره یکیش فرداست زنگ بزنم بگم میای بریم باهاشون قرار داد ببندیم

ات : اره بریم رفتن قرارداد بستن قرار شد یه سخنرانی کنه یک ماه مترجمشون باشه

ولیام : خب خانم کیم مترجم شدی مبارکت باشه

ات : اگه تو نبودی نمی شدم همش به خاطر وجود تو و هانا است که شدم
دیدگاه ها (۱)

part 1 ات : بله مامان اومدم ...

part 15 ...

part 13 : اما ...ولش کن نمی گ...

part 8 ...

وقتی زنش بودی و اون دوستت نداشتپارت ۴ویو اتکه محکم به یه پسر...

رمان انیمه ای «هنوز نه!» چپتر ۱

دیدار اول ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط