جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.
باهمه عشوه گری , بر تو رسیدن هنر است.

هرچه هم ناز کنی , ناز کشت خواهم بود.
نازنینا به خدا ناز کشیدن, هنر است.

دل من تنگ شد و چاره آن روی تو شد.
روی تو دیدن و آن را نگزیدن , هنر است.
دیدگاه ها (۲)

به سرم زد یک شب ناشناس امتحانش کنمبازیِ خطرناکی بود اما به ر...

با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد"هستی" ام،بی تو همه هستی من ...

پیر شدن ربطی به شناسنامه ندارد همین که دیگر میل خرید یک جورا...

گفته بودی ازمحبت خارها گل میشودای بسوزد ریشه ضرب المثل های د...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۷کمی تکون خورد ولی جایش به حدی تنگ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۶۸کلافه عینک های طبی ای را از روی چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط