تو اوج آرزوهای جوونیمم

تو اوج آرزوهای جوونیمم
اگه یه روانپزشک باشم دارم طرح عمومی‌مو می‌گذرونم و احتمالا هزاران داستان کوتاه تلخ نوشتم، دانشگاه میرم و شعرای جدید می‌خونم و تو محفلای ادبی می‌شینم و آرزو می‌کنم جهان تو عطر پر از واژه‌شون متوقف بشه.
کی می‌دونه شاید باغ خرمالو شاهد تک تک این خاطرات باشه ..
دیدگاه ها (۱)

به نام پروردگار عشق که قلم به دست میگیرد و میسازد اثری به زی...

آنها گذشته های زیبا و حالی بسیار بد داشتند؛ همه‌ی آنهابا شور...

𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒂𝒏𝒕 𝒎𝒆 𝒕𝒐 𝒃𝒆 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝑰 𝒘𝒂𝒏𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒕𝒐 𝒍𝒐𝒌𝒆 𝒎𝒆... 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒂𝒏𝒕 ...

These are the days you′ll remember, yes from now when you fe...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط